الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
580
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )
نكرده و تو با تقرب به او هيچ باطلى را رد نكردى ، تو با كسى دوستى كردهاى كه با خدا در جنگ است ، آيا چنين نيست كه تو را دعوت كردند و تو را محور ستمگرى خود ساختند و پلى قرار دادند تا از آن براى عبور به بلاياى خود استفاده كنند و تو را نردبان گمراهى خود ساخته و به راه خود رفتند ، تو را دربارهء علما به شك انداختند و به وسيلهء تو دل نادانان را به خود جلب كردند و وزيران ويژه و نيرومندترين يارانشان به اندازهء تو بر فساد آنان سرپوش ننهادند و دل خاص و عام را به سوى ايشان جلب نكردند ، و چه بسيار مزد ناچيزى در برابر آنچه از تو گرفتند به تو دادند و چه اندك است آنچه براى تو آباد كردند و چگونه باعث خرابى تو شدند پس مراقب خودت باش كه ديگرى مراقب تو نباشد و همچون فرد مسئولى باش كه بايد خود به حساب خودت برسى . » « و انظر كيف شكرك لمن غذّاك بنعمه صغيرا و كبيرا ، فما أخوفني أن تكون كما قال اللّه تعالى في كتابه : [ فخلف من بعدهم خلف ورثوا الكتاب يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون : سيغفر لنا ] « 1 » إنك لست في دار مقام ، أنت في دار قد آذنت برحيل ، فما بقاء المرء بعد قرنائه طوبى لمن كان في الدنيا على و جل ، يا بؤس لمن يموت و تبقى ذنوبه من بعده . » ( 1 ) « و ببين چگونه قدردانى مىكنى از كسى كه تو را غذا داده و از نعمت علم خود - چه خرد چه كلان - به تو آموخته ، براستى كه مىترسم تو از آن كسانى باشى كه خداوند در كتاب خود فرموده است : [ به جاى آنان جانشينانى ماندند كه كتاب را به ارث بردند و به دنبال كالاى پست دنيا رفتند و مىگويند به زودى ما را بيامرزد ، ] براستى كه تو در اين خانه ماندگار نيستى بلكه در خانهاى هستى كه بانگ كوچ در دادهاند آيا مرد پس از
--> ( 1 ) اعراف / 168 .